خلاصه مبحث سیاست و زیبا شناسی از کتاب مبانی جامعه شناسی هنر- علی رامین
1- هنر در حمايت از سياست : تاكيد بر محتوا
الف)نقش مثبت و خادمانه :
1- پيشبرد اهداف دولت ، طبقات و دسته بندي هاي سياسي .
مانند : تصاوير روي تمبر ها ، اسكناس ها ، معماري ساختمان هاي دولتي .
@ هنر در خدمت دولت اغلب نقشي مشروعيت دهنده دارد.
2- بازنمايي ايده آلها : مانند نشان دادن كارگران با عضلات درشت در نقاشي هاي رئاليستي سوسياليستي .
3- حمايت از برنامه هاي سياسي مشخص توسط هنرمندان
@هنر ليبرال اعتلا و تقويت احساسات برابري خواهي را در زمره غايات ارزشمند قرار مي دهد.
ب) طرح هنر تبليغات در قرن 20 :
2معنا ß معناي منفي : فريب ، گمراهي و اغفال سياسي
×معناي غير منفي ( نه مثبت) : صريح با شيوه هاي اقناعي هنرمندانه جهت انتقال موثر پيام هاي سياسي در رسيدن به اهداف مشخص .
@امروزه بيشتر معناي منفي مد نظر است.
ج) تفاوت ايدئولوك و مبلغ ( به معناي منفي) : هدف هردو اغفال و القا با اين تفاوت كه مبلغ مشخصاً در خدمت نهادهاي سياسي علني است پس تبليغ منفي شاخه اي از ايدئولوژي مي باشد ولي ايدئولوك اين شرط را رعايت نمي نمايد.
@ايجاد جنبشهاي انقلابي چون ماركسيسم شوروي ،هنرمندان بسياري را پروراند كه به آفرينش قالب ها و سبك هاي هنري پرداختند و در واقع از شيوه هاي هنر براي مقاصد سياسي استفاده شد و جنبشهاي ساختگري روسي جهت خدمت به مردم از آن جمله است .
نمايندگان معروف خط فرماليستي
برتولت برشت
سرگئي آبزنشتاين
گئورك لوكاچ
2- هنر در تقابل با سياست =هنر اعتراض آميز ، ضد رژيم ، نقد اجتماعي
@انواع نقد اجتماعي صريح
ضمني
موضوعات نقد الف)محدود: وا حد هاي مشخص مانند دولت ،احزاب مدنظر باشد .
مانند :نقد صريح با هدف محدو د فيلم El Norte (برملا كردن ظلم در سياست مهاجرت آمريكا )
ب) وسيع : كتاب خوشه هاي خشم جان استاين بك
واگن درجه 3 ؛اونوره دوميه (كاريكاتوريست فرانسوي ) برخورد با فقرا آشكارا نقد مي شود.
حمله به سناتور جسي هلمز توسط پل اشميث در نمايش نامه و ان حمام با هدف نقد صريح آمريكا.
@در قرن 20 هنرمندان آوانگارد هنر را به عنوان نقد اجتماعي
@مكتب دادا ديدگاه انتقادي به همه چيز دارد.
طرح نقد اجتماعي در هنر
×ضمني (نا خواسته ) باشد .
-ديدگاه لوكاچ " بالزاك در داستان كمدي انساني جامعه فرانسه را همچون يك سوسياليست تفسير كرده است"
اعتقاد نظيره پردازان ساختگرا مانند آلتوسر : نقش هنر در بازتاباندن تضاد هاي اجتماعي است شبيه آنچه وظيفه منتقد اجتماعي ماركسيست است .
-اعتقاد ماركوزه : هنر اساساً انتقاد اجتماعي پيشرو است مثلاً مانند قصه ، جايگزيني براي موارد موجود عرضه مي كند .
-آدرنو: پيكار هنر را براي حصول خود مختاري مي داند : نقد ضمني گرايش غالب جامعه سرمايه داري و هنر داراي دو جنبه : مدرن و توده اي .
هنر مدرن در نشان دادن عملكرد جامعه سرمايه داري به طور انقاد آميز عمل مي كند و ناكام مي ماند
هنر توده همدست بازار و در جهت تحكيم سلطه سرمايه داري است.
3) سياست در حمايت از هنر
1. كمك دولت در پرداخت و هزينه كردن توسط دولت يا مقامات به فعاليتهاي هنري.
2. تشويق هنرمندان براي دنبال كردن اهداف شخصي نه دولتي
3. كمك غير مستقيم دولت : بخشودگي مالياتي موزه هاو..
4. صدور مجوز و ديگر كارهاي نظارتي با ايجاد مكان هايي براي فعاليت هنري و جلوگيري از گسترش خود مختاري هنري.
4) سياست در تقابل با هنر
×از طريق انتقاد
نهاد هاي سياسي مانند حكومتهاي دولتي با اختيارات قانوني بر آثار هنري ممنوعيت (سانسور ) اعمال مي كنند .
پايه گذار سانسور افلاطون " وظيفه هنر خدمت به غايات سياسي دولت و اگز نتواند به اين غايات عمل كند بايد سانسور اعمال گردد.
در قرن 18 غربيان مخالف اين ديدگاه : هنر وسيله و ابزار سياست نيست
در اواخر قرن 20 : اين ديدگاه بي محتوا شد.
@برنامه هاي خشونت آميز TV و سينما كه محرك رفتار هاي خشن بود نقد گرديد.
@ در آمريكا سانسور دولتي برحق و بايد با دلايل باشد .
حدود ۸۰ سال از برگزاری اولین دوره آموزش روزنامهنگاری و ۳۷ سال از راهاندازی نخستین دانشکده ارتباطات در کشور میگذرد . در این سالها آموزش ارتباطات در ایران با فراز و نشیبهای فراوانی همراه بوده ولی در سالهای اخیر حداقل از بعد کمی به وضعیتی قابل قبول نزدیک شده است در حال حاضر رشته علوم ارتباطات در تعدادی از دانشگاههای دولتی، آزاد، علمی-کاربردی کشور در مقاطع مختلف ایجاد شده و هزاران دانشجو مشغول به تحصیل در این دورهها هستند. دانشگاه آزاد اسلامي قوچان در مهر ماه سال 88 برای اولین بار اقدام به پذیرش دانشجو در مقطع كارشناسي ارشد علوم ارتباطات اجتماعي کرد .این وبلاگ توسط دانشجویان این رشته راه اندازي شده است و هدف آن اطلاع رساني اخبار مربوط به تشكيل كلاسها , ارائه و معرفي كتاب و جزوات مورد نياز مي باشد